ميرزا محمد حيدر دوغلات

389

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از شرّ و ضرّ او خود را خلاص سازد ، بيتنوا توجروا رسد ؟ و صورت ( 171 پ ) ديگر آنكه ، خالد 264 از اهل فتنه و فساد است ، رفتن او به ملك ديگر سبب « 1 » فتنه اين ملك مىشود و مراولى را رسد كه براى تسكين فتنه عام ، خالد را نوعى كند كه به ملك ديگر نرود تا موجب محنت خلق نشود ، بيتنوا توجروا رسد ؟ به اين دو فتوا سه هزار كس از مردم جگيراك و اوزكند و مادو را كشت كه ايشان قصد كشتن من كرده بودند و چندين هزار كس ديگر را پاى بريده كه اين مردم اگر گريخته به ولايت ديگر روند ، موجب فتنه است . ايشان را به اين نوع در اين ملك نگاه دارم تا نتوانند گريخت . تمام ظلم‌هاى وى به اين وضع بود . شرح احوال او به تمامة گنجايش ندارد ، مگر در دفتر كرام الكاتبين گنجايش داشته باشد ، فلاجرم از اين مقوله كه توزيع خواطر و تنفير بواطن حاصل مىآيد ، به اين قدر اختصار كرده مىشود . باقى احوال ادبار ميرزا ابابكر عنقريب به شرح مىآيد . « 2 » آمدن عبيد اللّه خان از تركستان با بخارا و رفتن بابر پادشاه به مقابله در كول ملك و مصاف دادن و شكست يافتن و آنچه بعد از اين دست داده چون پادشاه در رجب سنه سبع عشر و تسعمايه 265 در تخت سمرقند جلوس نمود ، چنان كه سابقا تقرير رفته است كه بواطن معارف و اكابر ماوراء النهر از جهت انقياد به شاه اسماعيل و التباس به لباس تراكمه رميده شد . چون آن زمستان به آخر رسيد و از تواتر اقطار امطار ، زمين و زمان ، سقرلات سبز پوشيد ، اوزبك از تركستان متوجه شد . تمام ايشان بر سر تاشكند آمدند . عبيد اللّه خان به راه يتى قودوق 266 با بخارا رفت « 3 » . چون قلعه تاشكند را امير احمد قاسم كوه بر محكم ساخته بود ، جمعى ديگر ، مثل امير دوست ناصر و سلطان محمد دولادى 267 و غيره را به كومك تاشكند فرستادند . خود متوجه بخارا شدند . چون نزديك بخارا رسيدند ، خبر توجه ( 172 ر ) پادشاه را كه عبيد اللّه

--> ( 1 ) . نب : به سبب . ( 2 ) . نگ : + فصل بيست و نهم . ( 3 ) . نب : با بخازفت .